wegtolerieren

Aussprache: /ˈvɛktoleˈriːʁən/
Wortzerlegung: weg·to·le·rie·ren
فعل

نادیده گرفتن (با تساهل)، چشم‌پوشی کردن

Beispiele

  • So radikal seine impliziten Forderungen auch sind, so denkbar ärgerlich ist es auf den ersten Blick, daß er nahezu alles, was ihm begegnete, in objektiver Weise ''‚wegtolerierte‘''.هرچند خواسته‌های ضمنی او رادیکال هستند، اما در نگاه اول بسیار آزاردهنده است که او تقریباً هر آنچه را که با آن روبرو می‌شد، به شکلی عینی 'نادیده می‌گرفت'.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی نامطلوب را با تحمل کردن یا نادیده گرفتن، به تدریج از بین بردن یا اجازه دادن که محو شود.

  • Man kann Probleme nicht einfach wegtolerieren, sie müssen gelöst werden.نمی‌توان مشکلات را صرفاً با تحمل کردن از بین برد، آن‌ها باید حل شوند.
  • Die Gesellschaft hat die kleinen Vergehen lange wegtoleriert, bis sie zu größeren Problemen wurden.جامعه مدت‌ها تخلفات کوچک را نادیده گرفت و تحمل کرد تا اینکه به مشکلات بزرگ‌تری تبدیل شدند.