wegtragen
حمل کردن و دور کردن، از جایی بردن
Bedeutungen
1
etwas/jemanden (Akkusativ) wegtragen
چیزی یا شخص مجروح/بیماری را با حمل کردن از محلی برداشتن و دور کردن
- Die Verletzte wurde sofort von der Straße weggetragen.فرد مجروح بلافاصله از خیابان حمل و دور شد.
- Sie mussten die schweren Kisten aus dem Weg wegtragen.آنها مجبور بودند جعبههای سنگین را از سر راه بردارند و دور کنند.