wegtragen

Aussprache: /ˈvɛkˌtʁaːɡn̩/
Wortzerlegung: weg·tra·gen
فعل

حمل کردن و دور کردن، از جایی بردن

Bedeutungen

1 etwas/jemanden (Akkusativ) wegtragen

چیزی یا شخص مجروح/بیماری را با حمل کردن از محلی برداشتن و دور کردن

  • Die Verletzte wurde sofort von der Straße weggetragen.فرد مجروح بلافاصله از خیابان حمل و دور شد.
  • Sie mussten die schweren Kisten aus dem Weg wegtragen.آن‌ها مجبور بودند جعبه‌های سنگین را از سر راه بردارند و دور کنند.