wegtrainieren
از طریق تمرین از بین بردن/کاهش دادن (مثلاً یک وضعیت بدنی نادرست)
Beispiele
- Dieser Ansatz lässt sich auf eine Vielzahl von Problemen übertragen, so können beispielsweise auch Nackenschmerzen gezielt ''wegtrainiert'' werden.این رویکرد را میتوان برای طیف وسیعی از مشکلات به کار برد، به عنوان مثال، میتوان درد گردن را نیز به طور خاص از طریق تمرین از بین برد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با تمرین یا ورزش چیزی (مانند چربی، درد) را از بین بردن یا رفع کردن
- Sie wollte das überschüssige Fett am Bauch wegtrainieren.او میخواست چربی اضافی شکمش را با تمرین از بین ببرد.
- Mit regelmäßigem Sport kann man Rückenschmerzen oft wegtrainieren.با ورزش منظم میتوان اغلب کمردرد را از بین برد.