wegtrinken

Aussprache: /ˈvɛktʁɪŋkən/
Wortzerlegung: weg·trin·ken
فعل

نوشیدن و تمام کردن، با نوشیدن محو/فراموش کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ / Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

نوشیدنی (به‌ویژه سهم دیگری یا کل ذخیره) را سریع نوشیدن و تمام کردن

  • Trink deinen Saft schnell weg, wir müssen los!آب‌میوه‌ات را سریع بنوش و تمام کن، باید برویم!
  • Du kannst den Gästen doch nicht den ganzen Wein wegtrinken!تو که نمی‌توانی تمام شراب مهمانان را بنوشی و تمام کنی!
2 Akkusativ

غم، درد یا مشکلات را با نوشیدن الکل موقتاً محو و فراموش کردن

  • Man kann seine Sorgen nicht einfach mit Alkohol wegtrinken.آدم نمی‌تواند نگرانی‌هایش را به سادگی با الکل از بین ببرد.
  • Sie versuchte, ihren Liebeskummer wegzutrinken.او سعی کرد غم شکست عشقی‌اش را با نوشیدن فراموش کند.