فعل
خواستن رفتن (از جایی یا کسی)
معانی و تعاریف wegwollen:
- قصد ترک کردن مکانی یا موقعیتی را داشتن، خواستن برود.
جملات نمونه برای wegwollen:
„Zuerst ''will'' er ''weg,'' dann aber kann man ihm hundertmal sagen, daß hier der Ausgang ist, und er rührt sich nicht.“
او میخواهد از اینجا برود.
Ich will nur noch weg.
من فقط میخواهم دیگر بروم.
Sie wollte unbedingt weg aus der Stadt.
او حتماً میخواست از شهر برود.