فعل
به زور کشیدن و بردن، با خود کشیدن و دور کردن
معانی و تعاریف wegzerren:
- کسی یا چیزی را با زور و کشیدن از جایی دور کردن
- (مجازی) کسی را از یک وضعیت یا محیط ناخواسته با زور بیرون کشیدن
جملات نمونه برای wegzerren:
Marcus packte mich am Arm und versuchte, mich ''wegzuzerren''.
مارکوس بازویم را گرفت و سعی کرد مرا به زور ببرد.
Wir mussten ihn mit Gewalt von der Haustür ''wegzerren''.
مجبور شدیم او را با زور از در خانه دور کنیم.
Der Polizist zerrte den Demonstranten weg.
پلیس تظاهرکننده را به زور دور کرد.