wegzudösen
چرت زدن
Bedeutungen
1
keine spezifische Angabe, oft im Kontext von Müdigkeit oder Langeweile
به طور ناگهانی و غیرارادی به خواب رفتن یا چرت زدن، معمولاً در موقعیتهای نامناسب یا در اثر خستگی شدید، بیحوصلگی یا کسالت.
- Es besteht die Gefahr, dass man bei dieser monotonen Arbeit leicht wegzudösen beginnt.این خطر وجود دارد که در حین این کار یکنواخت، به راحتی شروع به چرت زدن کرد.
- Nach dem anstrengenden Tag drohte er, in seinem Sessel wegzudösen.پس از روز پرزحمت، او در معرض خطر چرت زدن در صندلی خود بود.