wegzudürfen
اجازه رفتن داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (مکان یا شخص)، Dativ (شخص)
داشتن اجازه یا رخصت رسمی یا قانونی برای ترک مکانی یا موقعیتی، اغلب در زمینههایی که نیاز به تأیید یا مجوز است.
- Nachdem die Sicherheitskontrolle abgeschlossen war, durfte jeder Passagier endlich vom Schiff weg.پس از اتمام بازرسی امنیتی، سرانجام به هر مسافر اجازه داده شد که از کشتی خارج شود.
- Der Häftling durfte den Hof nur unter strenger Bewachung verlassen.زندانی تنها تحت نظارت شدید اجازه داشت حیاط را ترک کند.