wegzufräsen

Aussprache: /ˈvɛkt͡suˌfʁɛːzn̩/
Worttrennung: weg·zu·frä·sen
Erweiterter Infinitiv

تراشیدن / بریدن (مصدر با 'zu')

Bedeutungen

1 Akkusativ

برداشتن یا تراشیدن بخشی از یک ماده (مانند فلز، چوب یا سنگ) با استفاده از ابزار فرزکاری به منظور شکل دادن یا حذف آن.

  • Es ist eine präzise Arbeit, die zu wegfräsenden Kanten zu vermeiden.این یک کار دقیق است که باید از لبه‌های قابل تراشیدن اجتناب کرد.
  • Die Aufgabe war, die überflüssigen Teile des Werkstücks wegzufräsen.وظیفه این بود که قطعات اضافی قطعه کار را با فرز بتراشیم و برداریم.
2 Akkusativ

مصرف کردن یا از بین بردن چیزی (اغلب به صورت مجازی یا استعاری) با سرعت و قاطعیت زیاد.

  • Die ständige Sorge um die Zukunft drohte, seine Lebensfreude wegzufräsen.نگرانی دائمی از آینده تهدید می‌کرد که شادی زندگی او را از بین ببرد.
  • Es ist schwierig, die negativen Gedanken, die sich im Kopf festsetzen, einfach wegzufräsen.دشوار است که افکار منفی که در ذهن جای گرفته‌اند را به سادگی از بین برد.