wegzuhängen

Aussprache: /vɛkˈtsuːˌhɛŋən/
Worttrennung: weg·zu·hän·gen
Erweiterter Infinitiv

آویزان کردن / جدا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

عملی که در آن چیزی از جایی آویزان شده، برداشته می‌شود و دور از دید یا دسترس قرار می‌گیرد؛ اغلب در ساختارهای مجهول یا با قیدهای زمان و مکان.

  • Es ist ratsam, die empfindlichen Vorhänge im Sommer wegzuhängen, um sie vor dem Ausbleichen zu schützen.عاقلانه است که پرده‌های حساس را در تابستان برداشته و دور از نور مستقیم قرار داد تا از رنگ‌پریدگی محافظت شوند.
  • Die Anweisung lautete, alle Banner nach der Veranstaltung sofort wegzuhängen.دستور این بود که تمام بنرها پس از رویداد بلافاصله برداشته و جمع‌آوری شوند.