wegzuhören

Aussprache: /vɛkˈtsuːˌhøːʁən/
Worttrennung: weg·zu·hö·ren
Erweiterter Infinitiv

گوش ندادن / حواس پرت بودن

Bedeutungen

1 Dativ (برای چیزی که شنیده نمی‌شود)

به طور عمدی از شنیدن یا توجه به چیزی که گفته می‌شود، خودداری کردن؛ وانمود کردن به نشنیدن برای اجتناب از مسئولیت یا درگیری.

  • Es ist moralisch verwerflich, den Schreien der Unterdrückten wegzuhören.گوش ندادن به فریادهای ستمدیدگان از نظر اخلاقی نکوهیده است.
  • Man kann sich nicht einfach dem Elend der Flüchtlinge wegzuhören, ohne seine Menschlichkeit zu verlieren.انسان نمی‌تواند بدون از دست دادن انسانیت خود، صرفاً به فلاکت پناهندگان گوش ندهد.