wegzuhören
گوش ندادن / حواس پرت بودن
Bedeutungen
1
Dativ (برای چیزی که شنیده نمیشود)
به طور عمدی از شنیدن یا توجه به چیزی که گفته میشود، خودداری کردن؛ وانمود کردن به نشنیدن برای اجتناب از مسئولیت یا درگیری.
- Es ist moralisch verwerflich, den Schreien der Unterdrückten wegzuhören.گوش ندادن به فریادهای ستمدیدگان از نظر اخلاقی نکوهیده است.
- Man kann sich nicht einfach dem Elend der Flüchtlinge wegzuhören, ohne seine Menschlichkeit zu verlieren.انسان نمیتواند بدون از دست دادن انسانیت خود، صرفاً به فلاکت پناهندگان گوش ندهد.