wegzunehmen
برداشتن، گرفتن و دور کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را برداشتن و از جایی دور کردن، از کسی گرفتن.
- Er hat mir das Buch weggenommen.او کتاب را از من گرفت.
- Bitte nimm deine Füße vom Tisch weg.لطفاً پاهایت را از روی میز بردار.
2
Akkusativ
چیزی را از کسی سلب کردن، محروم کردن.
- Die Krankheit hat ihm alle Kraft weggenommen.بیماری تمام قدرتش را از او گرفت.
- Man darf einem Kind nicht die Hoffnung wegnehmen.نباید امید را از یک کودک گرفت.