wegzusehen
چشمپوشی کردن، نگاه نکردن
Bedeutungen
1
intransitiv (oft von + Dativ)
نگاه خود را برگرداندن، به جای دیگری نگاه کردن.
- Er konnte nicht wegzusehen, als der Unfall passierte.او نتوانست وقتی تصادف اتفاق افتاد، نگاهش را برگرداند.
- Schau nicht weg, wenn jemand Hilfe braucht!وقتی کسی به کمک نیاز دارد، نگاهت را برنگردان!
2
intransitiv (oft über + Akkusativ)
عمداً چیزی را نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن.
- Die Regierung darf bei solchen Problemen nicht einfach wegsehen.دولت نباید در چنین مشکلاتی به سادگی چشمپوشی کند.
- Manchmal muss man über kleine Fehler wegsehen.گاهی اوقات باید از اشتباهات کوچک چشمپوشی کرد.