wehmütig

Aussprache: /veːˈmyːtɪç/
Worttrennung: weh·mü·tig
صفت

غم‌انگیز، حسرت‌بار، نوستالژیک

Bedeutungen

1

احساس غم و اندوه همراه با حسرت برای گذشته یا چیزی که از دست رفته است؛ نوستالژیک.

  • Beim Anblick alter Fotos wurde sie wehmütig.با دیدن عکس‌های قدیمی، حسرت‌بار شد.
  • Er hörte wehmütige Musik, die ihn an seine Jugend erinnerte.او موسیقی غم‌انگیزی گوش می‌داد که او را به یاد دوران جوانی‌اش می‌انداخت.
  • Die wehmütige Stimmung des Liedes berührte viele Zuhörer.فضای حسرت‌بار آهنگ، بسیاری از شنوندگان را تحت تأثیر قرار داد.