wehrtüchtig

Aussprache: /ˈveːɐ̯ˌtʏçtɪç/
Worttrennung: wehr·tüch·tig
صفت

آماده رزم، قابل استفاده در نبرد

Bedeutungen

1

توانایی یا آمادگی برای دفاع یا جنگ؛ قابلیت نظامی.

  • Die Soldaten müssen wehrtüchtig sein.سربازان باید آماده رزم باشند.
  • Das Land investiert in wehrtüchtige Streitkräfte.این کشور در نیروهای مسلح آماده رزم سرمایه‌گذاری می‌کند.
  • Nur wehrtüchtige Bürger können eingezogen werden.تنها شهروندان آماده رزم می‌توانند فراخوانده شوند.