entgegenwehen
وزیدن در جهت مخالف، در جهت کسی/چیزی وزیدن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem/etwas entgegenwehen)
(باد، بو، صدا و غیره) به سمت کسی یا چیزی حرکت کردن و به او رسیدن.
- Ein kühler Wind wehte uns vom Meer entgegen.بادی خنک از سمت دریا به سوی ما وزید.
- Der Duft von frisch gebackenem Brot wehte ihm aus der Bäckerei entgegen.بوی نان تازه پخته شده از نانوایی به سمت او میوزید.