weiterwissen
راه چاره را دانستن، چاره کار را دانستن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
دانستن اینکه چگونه در یک موقعیت دشوار یا بنبست پیش رفت یا چاره کار چیست (غالباً در حالت منفی: nicht mehr weiterwissen).
- Ich weiß nicht mehr weiter, bitte helfen Sie mir!من دیگر نمیدانم چکار کنم، لطفا به من کمک کنید!
- Wenn du nicht weiterweißt, frag einfach.اگر نمیدانی چکار کنی، فقط بپرس.