die weiße Fahne

Aussprache: /ˈvaɪ̯sə ˈfaːnə/
Worttrennung: wei·ße Fah·ne
اسم

پرچم سفید (نشان بی‌طرفی یا تسلیم)

Bedeutungen

1

پرچمی که نماد تسلیم شدن در جنگ یا درگیری است.

  • Die belagerte Stadt hisste die weiße Fahne, um zu kapitulieren.شهر محاصره شده پرچم سفید را برای تسلیم شدن به اهتزاز درآورد.
  • Nach stundenlangem Kampf gab die Armee auf und schwenkte die weiße Fahne.پس از ساعت‌ها نبرد، ارتش تسلیم شد و پرچم سفید را به اهتزاز درآورد.
  • Er warf die weiße Fahne und gab zu, dass er den Wettkampf nicht gewinnen konnte.او پرچم سفید را انداخت و اعتراف کرد که نمی‌تواند در مسابقه پیروز شود.
2

به طور استعاری، نشانه دست کشیدن از تلاش یا پذیرش شکست.

  • Nachdem er dreimal gescheitert war, schien er die weiße Fahne hissen zu wollen.پس از سه بار شکست، به نظر می‌رسید که او می‌خواهد تسلیم شود.
  • Sie wollte nicht die weiße Fahne hissen und kämpfte weiter für ihre Ziele.او نمی‌خواست تسلیم شود و به مبارزه برای اهدافش ادامه داد.
  • In dieser Debatte hat er die weiße Fahne gezeigt, indem er seine Meinung änderte.در این مناظره، او با تغییر نظر خود، تسلیم شد.