weißfeldrig

Aussprache: /ˈvaɪ̯sfɛldʁɪç/
Worttrennung: weiß·feld·rig
صفت

مربوط به خانه‌های سفید (در شطرنج)

Bedeutungen

1

در بازی شطرنج، به مهره‌ها یا خانه‌هایی اطلاق می‌شود که روی خانه‌های سفید صفحه قرار دارند.

  • Der Springer kann leicht von weißfeldrigen zu schwarzfeldrigen Feldern wechseln.اسب می‌تواند به راحتی از خانه‌های سفید به خانه‌های سیاه تغییر کند.
  • Sie kontrolliert die wichtigen weißfeldrigen Felder im Zentrum.او خانه‌های سفید مهم در مرکز را کنترل می‌کند.
  • Sein König steht auf einem unsicheren weißfeldrigen Feld.شاه او روی یک خانه سفید ناامن قرار دارد.