weißlich
مایل به سفید، سفیدرنگ
Bedeutungen
1
رنگی که به سفید متمایل است اما کاملاً سفید نیست؛ رنگی که شباهت زیادی به سفید دارد.
- Die Wände des alten Hauses waren weißlich gestrichen.دیوارهای خانه قدیمی به رنگ مایل به سفید رنگ شده بودند.
- Nach der Krankheit sah seine Haut etwas weißlich aus.بعد از بیماری، پوست او کمی مایل به سفید به نظر میرسید.
- Der Stoff hatte eine leicht weißliche Färbung.پارچه رنگی مایل به سفید داشت.