weißlich

Aussprache: /ˈvaɪslɪç/
Worttrennung: weiß·lich
صفت

مایل به سفید، سفیدرنگ

Bedeutungen

1

رنگی که به سفید متمایل است اما کاملاً سفید نیست؛ رنگی که شباهت زیادی به سفید دارد.

  • Die Wände des alten Hauses waren weißlich gestrichen.دیوارهای خانه قدیمی به رنگ مایل به سفید رنگ شده بودند.
  • Nach der Krankheit sah seine Haut etwas weißlich aus.بعد از بیماری، پوست او کمی مایل به سفید به نظر می‌رسید.
  • Der Stoff hatte eine leicht weißliche Färbung.پارچه رنگی مایل به سفید داشت.