weißen

Aussprache: /ˈvaɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: wei·ßen
فعل

سفید کردن، رنگ سفید زدن

Beispiele

  • Er ''weißte'' die Wand mit der Farbe Eierschalenweiß.او دیوار را با رنگ سفید صدفی رنگ کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با رنگ سفید پوشاندن، معمولاً دیوار یا سقف.

  • Er weißte die Wände des Zimmers.او دیوارهای اتاق را سفیدکاری کرد.
  • Das Haus wurde neu geweißt.خانه تازه سفیدکاری شد.