ausweißen
سفید کردن (با رنگ)، گچ زدن (دیوار)
Beispiele
- Im nächsten Urlaub wollen wir unsere Küche endlich mal wieder ''ausweißen.در تعطیلات بعدی میخواهیم بالاخره دوباره آشپزخانهمان را سفید کنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
دیوار یا سقف را با رنگ سفید یا گچ سفید کردن
- Wir müssen das Wohnzimmer neu ausweißen.ما باید اتاق نشیمن را دوباره سفیدکاری کنیم.
- Der Maler hat die Decke ausgeweißt.نقاش سقف را سفیدکاری کرده است.