weibelten
فعالانه تلاش کردند، لابی کردند، تبلیغ کردند
Bedeutungen
1
bei + Dativ
انجام وظایف خدمتکاری یا پیشخدمتی در یک محیط اشرافی یا درباری، شامل مراقبت از لباس، خدمت در مراسم، و انجام امور شخصی ارباب.
- Sie hatte in ihrer Jugend bei einer Gräfin gedient und dort als Kammermaid geweiwelt.او در جوانی نزد یک کنتس خدمت کرده بود و در آنجا به عنوان خدمتکار اتاق کار میکرد.
- Der junge Mann wurde angestellt, um dem Baron bei Hofe zu weibelten und dessen Bedürfnisse zu erfüllen.مرد جوان استخدام شد تا در دربار به بارون خدمت کند و نیازهای او را برآورده سازد.