فعل
لرزیدن، تکان خوردن، نوسان کردن، (پرنده) بال زدن
معانی و تعاریف weiben:
- زن گرفتن، ازدواج کردن (فقط برای مرد، معنای بسیار قدیمی و منسوخ).
جملات نمونه برای weiben:
Er ''weibt'' durch die Gasse.
او در کوچه میلرزد/تکان میخورد.
In alten Zeiten war es üblich, dass ein Mann eine Frau weibte.
در زمانهای قدیم، رسم بود که مردی زنی را به همسری میگرفت.
Er wollte nicht weiben, sondern sein Leben der Wissenschaft widmen.
او نمیخواست زن بگیرد، بلکه میخواست زندگیاش را وقف علم کند.