فعل
کنار رفتن، عقبنشینی کردن، تسلیم شدن (محو شدن اثر)
معانی و تعاریف weichen:
- (ناگذر، با sein) عقبنشینی کردن، جا خالی دادن، کنار رفتن، تسلیم شدن
- (ناگذر، با sein) (مجازی) از بین رفتن، محو شدن، جای خود را به چیزی دادن
- (گذر، با haben) نرم کردن، خیساندن (چیزی را در مایع)
جملات نمونه برای weichen:
Wir ''weichen'' der Gefahr.
ما از خطر «کنار میرویم / دور میشویم».
Für den Neubau eines Altersheims mussten viele schöne Bäume ''weichen''.
برای ساخت خانه سالمندان جدید، خیلی از درختان زیبای دیگر باید «قطع میشدند / از بین میرفتند».
Alle Unruhe ''wich'' von ihm.
تمام اضطراب و ناآرامی از او «دور شد / رخت بربست».