aufweichen
نرم کردن (با مایع)، تضعیف کردن (از درون)
Beispiele
- Er wird auch in Eistorte und Tiramisu oder ''aufgeweicht'' als Babynahrung verwendet.همچنین در کیک یخچالی و تیرامیسو یا به صورت نرم شده به عنوان غذای کودک استفاده میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas aufweichen)
چیزی را با مایع (معمولاً آب) نرم کردن یا خیساندن تا حالت سفت خود را از دست بدهد.
- Man muss die getrockneten Pilze vor dem Kochen aufweichen.باید قارچهای خشک شده را قبل از پختن خیساند.
- Der Regen hat den Boden aufgeweicht.باران زمین را نرم کرده است.
2
Akkusativ (etwas aufweichen)
(مجازی) چیزی را سست کردن، تضعیف کردن یا از بین بردن (مثلاً قوانین، مقاومت).
- Die neuen Regeln sollen die alten Vorschriften nicht aufweichen.قوانین جدید نباید مقررات قدیمی را سست کنند.
- Seine Argumente konnten ihre Entschlossenheit nicht aufweichen.استدلالهای او نتوانست عزم او را سست کند.