فعل
چریدن، چراندن، لذت بردن (از چیزی)
معانی و تعاریف weiden:
- چریدن حیوانات در مرتع
- از تماشای چیزی لذت بردن، چشم چرخاندن (معمولاً با حرف اضافه an + Dativ)
جملات نمونه برای weiden:
Auf diesem Gelände ''weiden'' Pferde und Rinder.
در این محوطه اسبها و گاوها «میچرند».
Der Junge muss ein Dutzend Gänse ''weiden''.
پسر باید دوازده غاز را «بچراند».
Sie ''weidet sich'' am Pech ihrer Rivalin.
او از بدشانسی رقیبش «لذت میبرد» (یا «به بدشانسی رقیبش مینازد»).