صفت
به مقدار زیاد، به اندازه کافی، حسابی (قدیمی/رسمی)
جملات نمونه برای weidlich:
Während des Hochzeitsfestes wurde ''weidlich'' getrunken.
در طول جشن عروسی حسابی نوشیده شد.
Der Dieb ist mit einer ''weidlichen'' Tracht Prügel gut davongekommen.
دزد با یک کتک حسابی جان سالم به در برد.