weihnachtlich
کریسمسی، مربوط به کریسمس، حال و هوای کریسمس
Bedeutungen
1
مربوط به جشن کریسمس، دارای حال و هوای کریسمس، یا یادآور کریسمس.
- Die Stadt war mit Lichtern und weihnachtlicher Dekoration geschmückt.شهر با چراغها و تزئینات کریسم تزئین شده بود.
- Wir hörten weihnachtliche Musik im Radio.ما موسیقی کریسم را از رادیو شنیدیم.
- Der Duft von Zimt und Nelken sorgte für eine weihnachtliche Atmosphäre.بوی دارچین و میخک فضایی کریسمگونه ایجاد کرده بود.