abweisen

Aussprache: /ˈapˌvaɪ̯zn̩/
Wortzerlegung: ab·wei·sen
فعل

رد کردن، قبول نکردن (درخواست، دعوا، یا شخص)

Beispiele

  • Sie ''wies'' seine Einladung ins Kino ''ab.او دعوتش به سینما را رد کرد.
  • Die Klage wurde vor Gericht ''abgewiesen.شکایت در دادگاه رد شد.
  • Ich wurde am Empfang ''abgewiesen.من در پذیرش رد شدم (اجازه ورود نیافتم).

Bedeutungen

1 Akkusativ (wen/was)

از ورود یا پذیرش کسی یا چیزی جلوگیری کردن، کسی را برگرداندن

  • Der Türsteher wies ihn ab.مسئول در او را راه نداد.
  • Ihr Antrag wurde abgewiesen.درخواست او رد شد.
2 Akkusativ (was)

اتهام، ادعا یا درخواستی را رد کردن یا نپذیرفتن

  • Er wies die Vorwürfe entschieden ab.او اتهامات را قاطعانه رد کرد.
  • Das Gericht wies die Klage ab.دادگاه شکایت را رد کرد.