weisen

Aussprache: /ˈvaɪ̯zn̩/
Wortzerlegung: wei·sen
فعل

نشان دادن، رهنمون شدن

Beispiele

  • Er ''wies'' nach links.او به سمت چپ اشاره کرد/نشان داد.
  • Er ''weist'' mir den Weg.او راه را به من نشان می‌دهد.
  • Ob Felipe VI. das gleiche Gewicht wie sein Vater haben wird, […] muss sich erst noch ''weisen.اینکه آیا فلیپه ششم همان وزن پدرش را خواهد داشت [...] باید مشخص شود.
  • Sie ''wies'' ihn aus dem Haus.او را از خانه بیرون کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas/jemandem etwas weisen)

نشان دادن، اشاره کردن (مثلاً راه، یک واقعیت)

  • Er wies mit dem Finger auf den Fehler.او با انگشت به اشتباه اشاره کرد.
  • Die Karte weist den Weg zum Schatz.نقشه راه گنج را نشان می‌دهد.
2 Akkusativ (jemanden) + an + Akkusativ (an einen Ort/eine Person)

هدایت کردن، راهنمایی کردن، ارجاع دادن (رسمی، اغلب در زمینه‌های حقوقی/اداری)

  • Der Richter wies den Fall an eine höhere Instanz.قاضی پرونده را به مرجع بالاتر ارجاع داد.
  • Sie wurden in ein anderes Zimmer gewiesen.آنها به اتاق دیگری هدایت شدند.