einweisen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌvaɪ̯zn̩/
Worttrennung: ein·wei·sen
فعل

ارجاع دادن، بستری کردن، راهنمایی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden einweisen) + in + Akkusativ

بستری کردن، ارجاع دادن (به بیمارستان، آسایشگاه، زندان).

  • Der Arzt hat den Patienten in die Klinik eingewiesen.پزشک بیمار را به کلینیک ارجاع داد.
  • Nach dem Urteil wurde er in das Gefängnis eingewiesen.پس از حکم، او به زندان منتقل شد.
2 Akkusativ (jemanden einweisen) + in + Akkusativ

راهنمایی کردن، آموزش دادن (نحوه استفاده از دستگاه یا انجام کاری).

  • Der Techniker wird Sie in die Bedienung des Geräts einweisen.تکنسین شما را در مورد نحوه استفاده از دستگاه راهنمایی خواهد کرد.
  • Man hat uns in die neue Software eingewiesen.آنها ما را در مورد نرم‌افزار جدید آموزش دادند.
3 Akkusativ (jemanden einweisen)

هدایت کردن (مثلاً راننده را به محل پارک).

  • Der Ordner wies die Besucher zu ihren Plätzen ein.مسئول نظم، بازدیدکنندگان را به سمت صندلی‌هایشان هدایت کرد.
  • Sie wies den Fahrer in die Parklücke ein.او راننده را به سمت جای پارک هدایت کرد.