Wort
سفید کردند (صرف فعل weißeln)
معانی و تعاریف weissten:
- ارائه اطلاعات، راهنمایی یا نشان دادن مسیری به صورت صریح یا ضمنی، اغلب در زمینههای علمی، فنی یا حقوقی.
- انجام دادن یا نشان دادن عملی، اغلب به صورت غیرمستقیم یا با ظرافت، که به یک نتیجه یا وضعیت خاص اشاره دارد.
جملات نمونه برای weissten:
Der Gutachter wies in seinem Bericht auf die gravierenden Mängel im Bauprotokoll hin.
کارشناس در گزارش خود به نواقص جدی در صورتجلسه ساخت اشاره کرد.
Die Studie weist auf einen signifikanten Zusammenhang zwischen Ernährung und Lebenserwartung hin.
این مطالعه به ارتباط قابل توجهی بین تغذیه و امید به زندگی اشاره دارد.
Sein Schweigen wies auf eine tiefe innere Zerrissenheit hin, die er nicht zu artikulieren vermochte.
سکوت او به یک تضاد درونی عمیق اشاره داشت که قادر به بیان آن نبود.