weisungsabhängig

Aussprache: /ˈvaɪ̯zʊŋsʔaˌbɛŋɪç/
Worttrennung: wei·sungs·ab·hän·gig
صفت

وابسته به دستورالعمل، تابع دستور

Bedeutungen

1

کسی یا چیزی که برای انجام وظایف یا تصمیم‌گیری به دستورالعمل‌های صریح یا نظارت نیاز دارد.

  • Als Praktikant war er sehr weisungsabhängig.به عنوان کارآموز، او به شدت تابع دستورالعمل‌ها بود.
  • Diese Aufgabe ist zu komplex für weisungsabhängige Mitarbeiter.این وظیفه برای کارکنانی که تابع دستورالعمل‌ها هستند، بیش از حد پیچیده است.
  • Er arbeitet nicht gerne weisungsabhängig, sondern bevorzugt Eigeninitiative.او دوست ندارد تابع دستورالعمل‌ها باشد، بلکه خودابتکاری را ترجیح می‌دهد.