weiterarbeiten
به کار ادامه دادن، کار را پیگیری کردن
Beispiele
- Nachdem die ersten beiden Staffeln fertig geworden seien, ''habe'' man gleich ''weitergearbeitet.پس از اینکه دو فصل اول تمام شد، ما بلافاصله به کار ادامه دادیم.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
کاری را که شروع شده یا در حال انجام است، ادامه دادن
- Trotz der Schwierigkeiten müssen wir weiterarbeiten.با وجود مشکلات، ما باید به کار خود ادامه دهیم.
- Nach einer kurzen Pause hat er weitergearbeitet.بعد از یک استراحت کوتاه، او به کار خود ادامه داد.