weiterfahren
ادامه دادن به رانندگی/حرکت، به راه خود ادامه دادن
Beispiele
- Ich ''fahre'' noch zwei Stationen ''weiter.من دو ایستگاه دیگر ادامه میدهم.
- Der Polizist gab mir das Zeichen, dass ich ''weiterfahren'' darf.پلیس به من علامت داد که میتوانم به راهم ادامه دهم.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
به رانندگی یا حرکت در مسیری ادامه دادن.
- Nach einer kurzen Pause sind wir weitergefahren.بعد از یک استراحت کوتاه، به راهمان ادامه دادیم (به رانندگی ادامه دادیم).
- Fahren Sie bitte geradeaus weiter.لطفاً مستقیم ادامه دهید (به رانندگی ادامه دهید).
2
mit Infinitiv mit zu oder Akkusativ
به انجام کاری یا گفتن چیزی ادامه دادن.
- Er fuhr fort, seine Geschichte zu erzählen.او به تعریف کردن داستانش ادامه داد.
- Wir müssen mit der Arbeit weiterfahren.ما باید کار را ادامه دهیم.