weitergeben
انتقال دادن، رد کردن، دست به دست کردن، واگذار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + an + Akkusativ / Dativ
اطلاعات، پیام یا شیئی را به دیگری منتقل کردن و رد کردن
- Bitte gib diese Nachricht an alle Kollegen weiter.لطفاً این پیام را به همه همکاران منتقل کن.
- Er hat den Ball an seinen Mitspieler weitergegeben.او توپ را به همتیمیاش پاس داد.
2
Akkusativ
دانش، سنت یا مسئولیتی را به نسل یا شخص بعدی واگذار کردن
- Die Tradition wird von Generation zu Generation weitergegeben.این سنت از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
- Er hat die Verantwortung an seinen Nachfolger weitergegeben.او مسئولیت را به جانشین خود واگذار کرد.