weiterdürfen
اجازه ادامه دادن داشتن، مجاز بودن به رفتن
Beispiele
- Wir wurden angehalten, mussten auch den Pass vorzeigen, aber dann haben wir ''weitergedurft''.ما را متوقف کردند، مجبور شدیم گذرنامه را نشان دهیم، اما بعد «اجازه ادامه دادن» داشتیم.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
اجازه یا مجوز ادامه دادن کاری یا مسیری را داشتن.
- Nach der Sperrung durften die Autos endlich weiterdürfen.بعد از مسدود شدن، ماشینها بالاخره اجازه داشتند ادامه دهند.
- Wenn du deine Arbeit beendet hast, darfst du weiterdürfen.وقتی کارت را تمام کردی، میتوانی ادامه دهی.