weiterkämpfen
به مبارزه ادامه دادن، جنگیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با وجود مشکلات یا شکست، به مبارزه یا تلاش ادامه دادن.
- Obwohl sie müde waren, kämpften sie weiter.اگرچه خسته بودند، اما به مبارزه ادامه دادند.
- Der kranke Mann kämpft weiter gegen seine Krankheit.مرد بیمار همچنان با بیماری خود مبارزه میکند.
2
für + Akkusativ (für jemanden / etwas weiterkämpfen)
برای رسیدن به هدفی خاص، به مبارزه یا تلاش ادامه دادن.
- Sie kämpfen weiter für ihre Rechte.آنها به مبارزه برای حقوق خود ادامه میدهند.
- Der Anwalt kämpfte weiter für die Unschuld seines Mandanten.وکیل به مبارزه برای بیگناهی موکلش ادامه داد.