weitersagen
به دیگران گفتن، فاش کردن، بازگو کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ Dativ)
خبر، راز یا مطلبی را به شخص سومی نقل کردن و نشر دادن
- Bitte sag das راز niemandem weiter!لطفاً این راز را به کس دیگری نگو!
- Er hat die frohe Botschaft sofort allen weitergesagt.او بلافاصله خبر خوش را به همه بازگو کرد.