weitersegeln

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌzeːɡl̩n/
Wortzerlegung: wei·ter·se·geln
فعل

به دریانوردی ادامه دادن

Beispiele

  • Wir sind zusammen nach Grömitz gesegelt, aber da musste er dann von Bord und ich bin alleine nach Dänemark ''weitergesegelt''.ما با هم به گرومیتز دریانوردی کردیم، اما آنجا مجبور شد پیاده شود و من به تنهایی به دانمارک به دریانوردی ادامه دادم.
  • Die Padua ankerte vor Jamaika um Proviant aufzunehmen, einen Tag später ''segelte'' sie ''weiter'', neuen Abenteuern entgegen.پادوا در نزدیکی جامائیکا لنگر انداخت تا آذوقه بردارد، یک روز بعد به سوی ماجراهای جدید به دریانوردی ادامه داد.

Bedeutungen

1 intransitiv

به دریانوردی ادامه دادن، به قایقرانی ادامه دادن

  • Nach einer kurzen Pause segelten sie weiter in Richtung Süden.پس از یک استراحت کوتاه، آنها به سمت جنوب به دریانوردی ادامه دادند.
  • Trotz des Sturms beschlossen die Seeleute, weiterzusegeln.با وجود طوفان، دریانوردان تصمیم گرفتند به دریانوردی ادامه دهند.