weiterstöbern
به جستجو ادامه دادن، به هم زدن
Beispiele
- Sie musste sie mit dem Finger wieder zurechtrücken, während sie in den bebilderten Stücken aus Pappe, Papier und Blech ''weiterstöberte''.او مجبور بود آن را با انگشت دوباره مرتب کند، در حالی که در قطعات مصور از مقوا، کاغذ و فلز به جستجو ادامه میداد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
ادامه دادن به گشتن یا جستجو کردن در چیزی، معمولاً با هدف یافتن چیزی یا صرفاً برای کنجکاوی.
- Sie stöberte noch lange in den alten Büchern weiter.او هنوز مدتها در کتابهای قدیمی به گشتن ادامه داد.
- Nachdem sie den ersten Raum durchsucht hatte, stöberte sie im nächsten weiter.بعد از اینکه اتاق اول را جستجو کرد، در اتاق بعدی به گشتن ادامه داد.