weiterwaten

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌvaːtn̩/
Wortzerlegung: wei·ter·wa·ten
فعل

به راه رفتن در آب یا گل ادامه دادن

Beispiele

  • Es hatte keinen Zweck, in diesem Sumpf ''weiterzuwaten'' und nach dem Verschwundenen zu suchen. Langsam wurde es durch die einsetzende Dunkelheit wirklich gefährlich.فایده‌ای نداشت که در این باتلاق به راه رفتن ادامه دهیم و دنبال فرد گمشده بگردیم. با شروع تاریکی واقعاً خطرناک شد.

Bedeutungen

1 durch + Akkusativ

در آب یا گل و لای به راه رفتن و پیش رفتن، یا به صورت استعاری، با دشواری به کاری ادامه دادن.

  • Die Kinder wateten durch den Fluss weiter zum anderen Ufer.بچه‌ها از رودخانه عبور کردند و به سمت ساحل دیگر پیش رفتند.
  • Trotz des starken Schneefalls mussten wir weiterwaten.با وجود بارش شدید برف، مجبور بودیم به سختی پیش برویم.