weitergrübeln
به تفکر ادامه دادن، بیشتر اندیشیدن
Beispiele
- Er wusste, es würde ihm einfallen, er musste nur lange genug ''weitergrübeln''.او میدانست که به یادش خواهد آمد، فقط کافی بود به اندازه کافی به تفکر ادامه دهد.
Bedeutungen
1
über + Akkusativ (über etwas weitergrübeln)
به فکر کردن عمیق و طولانی درباره یک موضوع، اغلب با نگرانی یا تردید، ادامه دادن.
- Er grübelte noch lange über die Entscheidung weiter.او مدتها درباره آن تصمیم به فکر کردن ادامه داد.
- Hör auf, über vergangene Fehler weiterzugrübeln, schau nach vorne!دست از فکر کردن مداوم درباره اشتباهات گذشته بردار، به جلو نگاه کن!