weiterhumpeln
به لنگیدن ادامه دادن
Beispiele
- Wenn Raeseng sich jetzt von ihm abwendete, würde Old Raccoon ohne Krücke ''weiterhumpeln'' müssen.اگر ریسنگ از او روی برگرداند، رِیکون پیر مجبور میشد بدون عصا به لنگیدن ادامه دهد.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
با وجود مشکل در راه رفتن (لنگیدن)، به حرکت خود ادامه دادن.
- Obwohl sein Bein schmerzte, humpelte er weiter.با اینکه پایش درد میکرد، او به لنگیدن ادامه داد.
- Der verletzte Hund humpelte langsam weiter den Weg entlang.سگ زخمی به آرامی به لنگیدن در طول مسیر ادامه داد.