weiterlaufen
ادامه دادن به حرکت، ادامه یافتن قرارداد
Bedeutungen
1
intransitiv
ادامه دادن به راه رفتن یا دویدن بدون توقف
- Er ist einfach weitergelaufen, obwohl es geregnet hat.او با وجود اینکه باران میآمد، به راه رفتن ادامه داد.
- Die Kinder haben gespielt und sind dann weitergelaufen.بچهها بازی کردند و سپس به راه رفتن ادامه دادند.
2
intransitiv
ادامه یافتن و معتبر ماندن وضعیت، قرارداد یا مذاکرات
- Die Verhandlungen müssen weiterlaufen.مذاکرات باید ادامه پیدا کند.
- Das Abonnement soll auch nach dem Umzug weiterlaufen.اشتراک باید بعد از جابجایی هم ادامه یابد.