weiterlaufen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌlaʊ̯fn̩/
Wortzerlegung: wei·ter·lau·fen
فعل

ادامه دادن به حرکت، ادامه یافتن قرارداد

Bedeutungen

1 intransitiv

ادامه دادن به راه رفتن یا دویدن بدون توقف

  • Er ist einfach weitergelaufen, obwohl es geregnet hat.او با وجود اینکه باران می‌آمد، به راه رفتن ادامه داد.
  • Die Kinder haben gespielt und sind dann weitergelaufen.بچه‌ها بازی کردند و سپس به راه رفتن ادامه دادند.
2 intransitiv

ادامه یافتن و معتبر ماندن وضعیت، قرارداد یا مذاکرات

  • Die Verhandlungen müssen weiterlaufen.مذاکرات باید ادامه پیدا کند.
  • Das Abonnement soll auch nach dem Umzug weiterlaufen.اشتراک باید بعد از جابجایی هم ادامه یابد.