weiterpaffen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌpafən/
Wortzerlegung: wei·ter·paf·fen
فعل

به کشیدن سیگار ادامه دادن

Beispiele

  • Eigentlich will ich ja gar nicht ''weiterpaffen'', aber es ist eben so schwer, damit aufzuhören.در واقع نمی‌خواهم به کشیدن سیگار ادامه دهم، اما ترک آن خیلی سخت است.

Bedeutungen

1 intransitiv

به کشیدن سیگار یا پیپ با پک‌های کوتاه و مکرر ادامه دادن (غیررسمی)

  • Trotz des Verbots pafft er ungeniert weiter.با وجود ممنوعیت، او بی‌شرمانه به پک زدن ادامه می‌دهد.
  • Sie saß auf der Bank und paffte gedankenverloren weiter.او روی نیمکت نشسته بود و غرق در فکر به پک زدن ادامه می‌داد.