فعل
به دود کردن ادامه دادن
معانی و تعاریف weiterqualmen:
- به تولید دود یا بخار غلیظ ادامه دادن (معمولاً به صورت منفی یا ناخواسته)
جملات نمونه برای weiterqualmen:
Wenn du schon ''weiterqualmen'' musst, tus wenigstens auf dem Balkon!
اگر مجبور هستی به دود کردن ادامه دهی، حداقل در بالکن این کار را بکن!
Der alte Motor qualmte auch nach der Reparatur noch weiter.
موتور قدیمی حتی پس از تعمیر هم همچنان دود میکرد.
Trotz der Warnungen ließ er seine Zigarette weiterqualmen.
با وجود هشدارها، او گذاشت سیگارش همچنان دود کند.