weiterrüsten
به تسلیحاتی ادامه دادن، به تسلیحات افزودن
Beispiele
- Da das Nachbarland immer ''weiterrüstet'', wird man zunehmend unruhiger und drängt auf eine diplomatische Lösung.از آنجایی که کشور همسایه دائماً به تسلیحات خود میافزاید، ناآرامی فزایندهای به وجود میآید و فشار برای یافتن راهحل دیپلماتیک افزایش مییابد.
Bedeutungen
1
transitiv (Akkusativ) / intransitiv
به مسلح کردن یا تجهیز کردن ادامه دادن؛ دوباره مسلح کردن (معمولاً در زمینه نظامی یا سیاسی)
- Trotz der Friedensverhandlungen rüsteten beide Länder weiter.با وجود مذاکرات صلح، هر دو کشور به مسلح کردن ادامه دادند.
- Die Regierung plant, die Armee weiterzurüsten.دولت قصد دارد ارتش را بیشتر تجهیز کند.